آفتاب آمد دليل آفتاب

در پاسخ به مقاله اينجاب با عنوان دوستي خاله خرسه ها وبلاگنويس گرامي آقاي علي ناظر با عجله به اين مقاله پاسخ دادند و از همان بدو ورود و در تيتر مقاله حرفهاي مقالة مرا اثبات كردند. علارغم اينكه در سرتاسر مقاله ايشان تاكيد داشتند كه عضو جبهة خلق براي سرنگوني ملاهاي جنايتكار هستند ولي در همان تيتر مقاله با اين هماني كردن و شبيه سازي مقالة اينجانب با حرفهاي مقامات رژيم ضدبشري دوستي خاله خرسه را اثبات كردند و بنابراين آفتاب آمد دليل آفتاب.

البته لازم به توضيح است كه اين برداشت كه ايشان يا هركس ديگر را با خرس مقايسه كرده ام بسيار دور از واقعيت است. اين يك ضرب المثل قديمي فارسي است كه در تعريف ويكييپديا اينچنين آمده است: ”دوستي خاله خرسه داستان فورلكوريك ايراني است كه اشاره به دوستاني دارد كه از فرط محبت زياد ممكن است انسان را به كشتن بدهند“. بنابراين نه كسي را خرس خوانده ام و نه بيشعور فقط تلاشي دوستانه بود براي جلب توجه روشنفكراني كه بدون توجه به تاثيرات نوشته هايشان قلمفرسايي ميكنند. نكتة برجسته در مطلب مورد نظر ناظر بر اين حقيقت است كه نوشته هاي روشنفكران ما به دور از چالشهاي جدي صحنة نبرد با يكي از سفاكترين رژيمهاي تاريخ بشري به نفع چه كسي و در خدمت كيست؟

با تشكر از آقاي ناظر به خاطر اشاراتي كه به قسمتهايي از سخنان اقاي رجوي در سلسله آموزشها براي نسل جوان تحت عنوان ”استراتژي قيام و سرنگوني“ كرده اند من چند سطر بعدتر از قسمتي كه ايشان نقل قول كرده اند را اينجا مياورم:

بنابراين فعلا به ذكر همين نكته كه اميدوارم آنرا به خاطر بسپاريد بسنده ميكنم كه در مورد مجاهدين و ارتش آزاديبخش و مقاومت ايران, و سيلاب چركين ادعاها و  اتهامات و شبهاتي كه رژيم و عوامل و همسويان و پشتيبانان آن نثارمان كرده اند, بر عهده ميگيرم كه اگر عمري باقي بود در برابر مردم ايران از ريز تا درشت را پاسخگو و روشنگر باشم. به همين خاطر در مورد هر فرد يا جرياني يا موضوع يا اتهام و ادعايي كه خودتان نتوانيد جوابگو باشيد, تمامي اين قبيل موارد را به من ارجاع بدهيد. فقط نگذاريد كسي كه يك صدم يا يك هزارم يا يك ده هزارم و يك صدهزارم مجاهدين, بها و خونبهاي آزادي و رنج و شكنجه دمكراسي را نپرداخته است, براي ما ابوعطا و لغز دمكراتيك بخواند و به جاي درس گرفتن, به ما درس آزادي عقيده و بيان يا حقوق زنان بدهد! …

…. شگفتي نه در حمله ها و توطئه هاي ارتجاعي و استعماري و خنجرهاي آپورتونيستي, بلكه در ماندگاري پرشكوهي است كه برگ درخشان و زرين تاريخ ايران است. 7 سال پيش, در آخرين اجتماع مجاهدين در اشرف قبل از شروع جنگي كه از قبل مشخص بود رژيم چه بهره برداري از آن خواهد كرد و در شرايطي كه از چپ وراست, بسياري ما را به خالي كردن ميدان فرا ميخواندند گفتم:

وقتي ديو تنوره ميكشد, وقتي كه دژخيم سراز پا نميشناسد, رمز ماندگاري و اعتلا, كملة فداست و مجاهدين هم از بنيانگذارانشان تا اعضا و هوادارانشان در تمام ايران و در سراسر جهان با همة رزم آوران ارتش آزادي اين درس را به خوبي آموخته اند كه تاريخ خلق و ميهن خود را چگونه بنويسند. هيچ كس بيش از ما به خطراتي كه از هر سو ما را برگرفته احاطه و اشراف ندارد. اما عزم جزم كرده ايم تا اگر زمانه صد بار از اين هم خطيرتر و پرفتنه تر باشد, با تاسي به پيشواي آرماني مان (پيامبر جاودان آزادي حسين بن علي) درسهاي جديدي از مقاومت و ايستادگي عرضه كنيم. ارتش آزاديبخش, اين سرمايه عظيم ملت ايران چون كوه, استوار و سرفراز ايستاده است

در فصل هشتم همين كتاب تحت عنوان جبهه خلق و استراتژي سرنگوني آقاي رجوي توضيح ميدهند كه:

بر اساس آنچه تا كنون گفتيم, از 30 خرداد 1360 , استراتژي جبهة خلق, تغيير و سرنگوني رژيم ولايت فقيه براي آزادي و جايگزين كردن حاكميت جمهور مردم, يعني توده مردم ايران است.

”فصل مشترك جبهه خلق, تعارض و تضاد آشتي ناپذير با ديكتاتوري ولايت فقيه و غصب حاكميت مردم ايران است. استراتژي سرنگوني از همين جا حقانيت و ضرورت پيدا ميكند.“

بنابراين استراتژي اين مقاومت سرنگوني نظام مطلقة فقيه است و حاكميت مردم كه هدف غايي هر ايراندوستي بايد باشد جز از طريق سرنگوني اين نظام و تمام دسته بنديهايش محقق نخواهد شد. به قول آقاي رجوي ”نفي كامل ولايت فقيه, مرز متمايز و خط قرمز پيكار آزادي مردم ايران, معيار تشخيص دوست از دشمن, مبناي تنظيم رابطه با همه افراد و جريانهاي سياسي و شاخص جذب و دفع نيروهاست. هويت سياسي ايرانيان ميهن دوست و آزاديخواه بر همين اساس تعريف و مشخص ميشود.“

و يك مقدار جلوتر در صفحه 223 همين كتاب ميخوانيم:

از آنجا كه استراتژي نفي و سرنگوني ولايت فقيه, حقانيت و ضرورت دارد و مهمترين و بالاترين اصل و فصل مشترك جبهه خلق است, شوراي ملي مقاومت طبق ماده 1 اساسنامه اش, از همان سال 1360 براي سرنگوني رژيم و استقرار دولت موقت تشكيل شده است“.  يعني در يك كلام استراتژي اين مقاومت سرنگوني است در مقابل تمام راه كارهارهاي ميانه بازانه, استحاله طلبانه, و مماشات گرايانه.

من البته قصد ندارم اين مطلب را بيشتر از اين طولاني بكنم و فكر ميكنم كه ما همه كه مدعي حضور در ”جبهة خلق براي سرنگوني“ غاصبان حق حاكميت مردم هستيم بايد سلاح قلممان را به سوي رژيم و حاميانش نشانه برويم و اينرا به همة دوستان در درون اين جبهه توصيه ميكنم.

فراموش نكنيم كه رژيم ضد بشري از همان فرداي انقلاب ضدسلطنتي در بهمن 57 همة تلاشش اين بود كه مردم در معرض مباحث و استدلاات مجاهدين قرار نگيرند چون خميني و يارانش به خوبي ميديدند كه استدلالهاي آقاي رجوي در دفاع از آزاديهاي بنيادين (بخصوص در شرايطي كه به اصطلاح چپها, مشعوف مواضع ضدآمريكايي امام دجالان, آرد به كيسة رژيم ميريختند) چنان قوي بود كه به سرعت مردمي كه كوركورانه بدليل تنفر از حكومت استبدادي سلطنتي دنبال خميني افتاده بودند و عكس او را در ماه ميديدند از او جدا شده و به حمايت از مجاهدين ميپرداختند و به همين دليل هم رژيم تنها راه مقابله با مجاهدين را سركوب وحشيانه و راه اندازي دسته هاي چماقدار ميديد. اين سركوب بخصوص از 30 خرداد 1360 به اينطرف با شدت و سبعيتي بي سابقه ادامه يافت تا مردم را از مجاهدين دور كند و بعد اين فاصله اي كه ايجاد ميشد را با تحميق و دروغپراكني و اين هماني كردن و قياس با رژيم سفاك خودش پر كند تا چند صباحي به حكومت ننگين اش اضافه كند. پس بر عهدة قشر آگاه و روشنفكر اين جامعه است تا از وقوع اين فاجعه جلوگيري كند و نه اينكه خودش با توهم پراكني به اين سياست رژيم ميدان بدهد. تمام تلاش من در مقالة قبلي اين بود كه دوستان هم جبهه به اين مهم توجه كنند و به ايجاد تفرقه و توهم پراكني در درون جبهة خلق كه تماماً در راستاي اهداف و خواستهاي رژيم ضدبشري است سوخت نرسانند. فقط همين.

نكتة آخر اينكه چرا ما كه انقدر به مجاهدين و هوادارانشان جوالدوز ميزنيم كه ظرفيت شنيدن انتقاد ندارند (در حاليكه ظرفيتي كه از خودشان در تمام اين ساليان نشان داده اند در تاريخ همة انقلابات دنيا و همة دمكراسي ها بي نظير است و من بسط اين موضوع را به يك مقالة ديگر واگذار ميكنم) يك سوزن تحمل و تعميق هم به خودمان نزنيم.

Advertisements
This entry was posted in فارسي and tagged , . Bookmark the permalink.

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out /  Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out /  Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out /  Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out /  Change )

Connecting to %s